ترس‌ها

خرید بک لینک
وقتی ریکوئست فیسبوکش آمد دلم گواهی داد او از آنهاست که میشود با او عاشقی کرد. اکسپت و سلام علیکی تا ۱۹ اردیبهشت که پیام داد و گپی و بله من دامن از کف دادم و ۲۰ اردیبهشت ۹۸ وقتی تصویری با او حرف زدم د ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

دارم برمیگردم به زندگی و همهاش از آنجایی شروع شد که ح گفت تو دلت میخواد احساس جوونی کنی و عشق و رمانتیکبازی رو واسه این میخوای. دلم ریخت. نمیتونم از اونموقع مغزم رو کنترل کنم. من دلم جوونی میخ ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

م همه جا بلاکم کرده. باورم نمیشه، غمگینم، دلم میخواد باهاش حرف بزنم، با یکی حرف بزنم

پووووف حوصلهام از زنده بودن سر رفته

خیلی نامرده... بعد اونهمه رابطه... چیکار دارم خب؟ یه لایک تو اینستا ... چرا اینجور نامرد آخه؟

همشون همینن، تهش بلاکت میکنن و تمام .

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

ح خیلی بزرگتر از سن خودش هست. یه آدم فهمیده و بالغ و جا افتاده. امروز ازم خواست تا دو هفته ازش دور بشم. نمیدونم چیکار کنم. کاش... فقط کاش پشیمون بشه .... عین چند روز دیگه میاد اما من اصلا آمادگیش ر ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

این روزها درگیر عاشقی با یه پسر بچهام. کی فکرش رو میکردم به اینجا برسم؟ من؟ ح ۸ سال کوچکتر از منه اما عاقله مهم اینه که عاشقی میکنم. دلم میخواد یکی رو بخوام و دوست داشته باشم و ح مخاطب جهان من است. جهان عاری از عشق و احسلس من قرار است از خط خشک زمان بدر آید و منعطف شود به سوی او. از عشق چه چیز بیشتری نیخواهم جز انعطاف زمان و مکان؟

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

عاشقم و عشقم رو با حس و سکس و اینها اشتباه نمیکنم. من عاشق ح شدهام. ح ۱۰ سال از من کوچکتر است و جوان و خام. چرا عاشقش شدهام را نمیفهمم. من پیرتر از اونم که عاشق یه بچه بشم. کاش همسن بودیم یا ازم ب ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

نشستم باهاش به درد و دل و حالا می بینم فکرش جای دیگهست. دردناک نیست؟ هست. دردناکتر هم میشه وقتی میفهمی داره میپیچونتت. من کجام؟ معلقم دوسش دارم و دوست داشتنش رو دوست دارم اما خوب که نگاه میکنم می ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 3:28

صفحه بندی